
زبان سیاست، زبان احساسات و هیجان است
ارسطو مدعی بود آدمها مخلوقاتی منطقی هستند و درونِ یک مدینهٔ سیاسی میتوانند شکوفا شوند. اما طبیعت انسان اینگونه نیست و رویای سیاستگذاریِ منطقیْ دور از واقعیت است.

ارسطو مدعی بود آدمها مخلوقاتی منطقی هستند و درونِ یک مدینهٔ سیاسی میتوانند شکوفا شوند. اما طبیعت انسان اینگونه نیست و رویای سیاستگذاریِ منطقیْ دور از واقعیت است.

در خارج از فرانسه، لائیسیته با نافهمی مواجه شده است که با توجه به روند جهانیسازیِ مالی جای تعجب ندارد. اما در فرانسه، جامعهٔ سیاسی بر جوامع خیالی ارجحیت دارد، چون تنها ساختاریست که میتواند هم آزادی و هم برابری را تضمین کند.

تمدن غرب، دارالسلام، عالم مسیحیت، سرزمین مادری، جهان آزاد، ارض موعود، جهان سوم، پادشاهی چین، و امثال اینها، عمدتا واژگانی هستند که مردم برای تعریف مرزهای جغرافی استعمال میکنند؛ مرزبندیهایی که ممکن است فرهنگ یا ایدئولوژی خاصی را بر جغرافیای بخصوصی تحمیل کند.

چرا دیکتاتورها و قدرتطلبان اینقدر طولانی در قدرت باقی میمانند؟ آنها چگونه مردم را کنترل و طغیانها را مهار میکنند؟ چگونه رقبای خود را از میدان به در میکنند؟ و چگونه فرایندهای ظاهرا دموکراتیک مثل انتخابات را دستکاری میکنند تا قدرتشان را تضمین کنند؟
برپایهی سرشماری و پژوهش نهاد امریکایی برای صلح ۶۳.۷ درصد نفوس افغانستان را جوانان تشکیل میدهد. بنابرین، هر بحثی حول محور جوانان در افغانستان، بحثی است در مورد ۶۰ درصد نفوس کشور.

افغانستان از دیرباز مکان مناسبی برای گروههای بنیادگرا بوده و هنوز هم تعداد کثیری از گروههای تروریستی در افغانستان فعال هستند. برای شناخت و تحلیل این گروه نیاز است تا این متون و این آثار ترجمه شوند.

من وکیلم و نگران آزادی مدنی، پس این توافق را دقیق بررسی کردم، چون مشتاق بودم بدانم بر سر چه چیزهای توافق کردهاند. تکرار کلمۀ «اسلام» و صفتِ «اسلامی،» و اصرار فراون بر آنها در این توافق،ِ بازتاب دورهایست که ملّاهای افراطی دوآتشۀ طالبان بر سر قدرت بودند.
طالبان در جبهۀ دیپلماتیک طی طریق میکند؛ با بازیگرانِ منطقهای و فرامنطقهای ازجمله آمریکا، ملاقاتهای رسمی برگزار کرده، و گویا برای کسب قدرت در کابل، چراغ سبز دریافت کرده است. شکل و گسترۀ قدرت طالبان در آیندۀ افغانستان هنوز مشخص نیست، ولی تقریبا با اطمینان میتوان گفت که شانس موفقیت دارد.

بعد از تقریبا دو دهه جنگ، نسلی جدید از افغانها با درکی عمیق از مسئولیت اجتماعی و سیاسی رشد کردهاند. ولی باتوجه به اینکه اعتراض عمومیِ صلحآمیز خطرناک است، آنها از رسانههای اجتماعی برای مشارکت در فعالیتهای سیاسی استفاده میکنند.

گفتگوهای صلح که به مذاکرات بینالافغانی معروف است، تا موفقیت راهی دشوار در پیش دارد. گذشته از اختلافات بنیادی بر سرِ نوع دولتِ پساصلح و حقوق زنان، چالش اصلی این خواهد بود که آیا بر سرِ یک آتشبس پایدار تا حصول پیشرفت سیاسیْ توافق میشود یا نه.

دسترسی دختران به آموزش از موضوعاتی بوده که هم جامعه بینالمللی و هم حکومت افغانستان آن را یکی از مهمترین نشانههای موفقیت خود و توجیه حضور نیروهای خارجی در افغانستان تلقی میکردهاند. اما این روزها زنان و دختران در ترس و هراس از دست دادن ابتداییترین حق خود، یعنی حق دسترسی به آموزش و کار، به سر میبرند.
فرحناز فروتن سه ساله بود که طالبان به کابل رسید. سال ۱۹۹۶ بود. فروتن میگوید، «یادم میآید که روزی برفی بود، در دامن مادرم نشسته بودم، داخل مینیبوس، و او داشت گریه میکرد. نمیفهمیدم چرا گریه میکند.» این همان روزی بود که خانوادهاش پناهنده شدند.