ائتلاف ناتو امنیت و دفاع سیاست

استراتیژی جدید آمریکا: فرصت‌ها و چالش‌ها

شب گذشته آقای دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحدۀ آمریکا بعد از روزها انتظار، استراتیژی جدید این کشور در قبال افغانستان و جنوب آسیا را رونما ساخت. هرچند در کابل نگرانی از چگونگی موضع گیری آمریکا در آیندۀ افغانستان وجود داشت، اما اظهارات آقای ترامپ از این نگرانی ها کاسته و حکومت افغانستان را نسبت به آینده خوشبین ساخت.

استراتیژی جدید آمریکا برای افغانستان فرصت های جدید و نیز چالش های را بوجود خواهد آورد. ایفای نقش ” انتظار و تماشا” برای حکومت افغانستان بهای سنگینی را در قبال خواهد داشت، از اینرو انتظار می رود تا حاکمان افغانستان نقش فعال و پویای را اختیار نمایند تا از فرصت ها به درستی استفاده نموده و چالش ها را  برطرف نمایند.

این موضوع حیاتی است که حاکمان افغانستان محتوای استراتیژی جدید آمریکا را موشگافی نموده و برنامه های ملی و بین المللی خویش را در همآهنگی با آن تنظیم نمایند.

این موضوع حیاتی است که حاکمان افغانستان محتوای استراتیژی جدید آمریکا را موشگافی نموده و برنامه های ملی و بین المللی خویش را در همآهنگی با آن تنظیم نمایند. روی این ملحوظ مناسب خواهد بود تا نکات آتی اسراتیژی آقای ترامپ برای افغانستان مورد بررسی قرار گیرد:

سیاست مبتنی بر شرایط در مقابل سیاست مبتنی بر محدودیت زمانی:

به گفته آقای ترامپ، از این پس سیاست ایالات متحدۀ در قبال افغانستان مبتنی بر شرایط و اوضاع این کشور بوده و معیاد زمانی،  نمی تواند نقش تعیین کنندۀ موقف ایالات متحدۀ آمریکا برای افغانستان محسوب گردد. این دیدگاه خواست همیشۀ  حاکمان افغانستان از دوستان بین المللی به خصوص از ایالات متحدۀ آمریکا بوده است. رئیس جمهور غنی در جلسه نشست ۲۰۱۵ وزاری دفاع ناتو در بروکسل  “سیاست مبتنی بر شرایط نسبت به سیاست مبتنی بر زمان” را مطرح نموده و بر آن تأکید نمود. این دیدگاه ایالات متحدۀ آمریکا را می توان به عنوان یک برگ برنده برای حکومت افغانستان دانست.

از جانب دیگر این موقف ایالات متحدۀ آمریکا برای دشمنان مردم افغانستان به خصوص طالبان  یک هشدار واضح می باشد. از این پس طالبان دو گزینه بیشتر نخواهند داشت. یا به پروسه صلح حکومت افغانستان پیوسته و عضو اجتماع مدنی کشور گردند، یا به کمک دوستان بین المللی افغانستان به مقاومت شدید و دوامدار این کشور مواجه شده و نابود خواهند گشت.

از این پس طالبان دو گزینه بیشتر نخواهند داشت. یا به پروسه صلح حکومت افغانستان پیوسته و عضو اجتماع مدنی کشور گردند، یا به کمک دوستان بین المللی افغانستان به مقاومت شدید و دوامدار این کشور مواجه شده و نابود خواهند گشت.

به همین ترتیب این دیدگاه ایالات متحدۀ آمریکا برای  حکومت افغانستان  یک فرصت خوبی به وجود می آورد، تا از آینده این کشور به مردم خویش اطمنیان داده و به ابهامات پاسخ دهد. حکومت افغانستان می تواند به مردم این کشور اطمینان خاطر از آینده را داده و از نگرانی های مردم  نسبت به وخیم تر شدن اوضاع داخلی و  بوجود آمدن انارشی بیشتر، بکاهد.

از جانب دیگر سرمایه گذاران داخلی با اطمینان بیشتر به سرمایه گذاری خود در کشور ادامه داده و چرخه اقتصادی و تجارتی افغانستان آسوده تر به گردش خویش ادامه خواهد داد.

حاکمان افغانستان می باید از این فرصت به درستی استفاده نموده، سیاست های مشخص ملی در عرصه های همچون بوجود آوردن خطوط قرمز مشخص در مقابل طالبان، شرایط صلح و مصالحه، تعیین معیاد زمانی برای پروسه صلح و چگونگی تعریف مشخص از تروریزم و طالبان بوجود آورند. 

ملت سازی وظیفه افغانهاست:

آقای ترامپ در استراتیژی خود مسئله ملت سازی را به صورت کابل به افغانها واگذار نمود و فعالیت های آمریکا را محدود به به مبارزه علیه تروریزم دانست. این موضوع از یکطرف برای حاکمان افغانستان یک فرصت خوب محسوب می شود، تا به دور از موجودیت ادارات موازی و اختلال وظایف، برنامه های مشخص و مؤثر حکومتداری خویش را ارائه نموده و تطبیق نمایند. افغانها اجتماع خود را بهتر از دیگران شناخته و نیاز های اجتماعی خود را بهتر درک می نمایند. از اینرو حکومت افغانستان می باید از همین حالا اقدامات عملی خویش را آغاز نماید.  در این راستا مسایل چون تحقق قوانین، مبارزه علیه فساد، حکومتداری خوب، شفافیت و حسابدهدی از اولویت های اساسی به شمار می روند.

از طرف دیگر این دیدگاه ایالات متحدۀ آمریکا، حکومت افغانستان را در برابر یک چالش و امتحان سخت قرار میدهد. ارائه خدمات اجتماعی به تمام نقاط کشور، اشتغالزایی و انکشاف اقتصادی، تأمین عدالت و بدست آوردن رضایت شهروندان مسئوولیت های بزرگیست که تنها با برنامه ریزی دقیق و بکار گرفتن از یک سیستم مؤثر و کارا دست یافتنی می باشد.

نقش بارز ژنرالان فعال در صحنه:

استراتیژی جدید آمریکا در قبال افغانستان و جنوب آسیا، دست فرماندهان جنگ این کشو در افغانستان را بازتر نموده است. از این پس ژنرالان فعال در میدان نبرد می توانند مطابق به شرایط افغانستان تقاضای خویش مبنی بر اختیار قرار گرفتن امکانات بشری و اکمالاتی را مطرح نمایند. در گذشته تفاوت دیدگاه میان ژنرالان حاظر در صحنه و سیاستمداران بر تخت نشسته واشنگتن چالش عمده مبارزه علیه تروریزم در افغانستان محسوب میشد. تعدادی از تحلیلگران مسایل مبارزه علیه تروریزم و جنگ افغانستان نیز عدم مؤثریت تلاش های آمریکا در افغانستان را به تفاوت این دیدگاه های مرتبط می ساختند.  با در نظر داشت تغییر در این سیاست، از این پس باید منتظر مؤثریت و منتج شدن به نتیجه مثبت تلاش های ژنرالان در صحنۀ آمریکایی در افغانستان بود.

این نکته را نیز نباید فراموش نمود که حکومت افغانستان می‌باید فعالیت های مبارزه علیه تروریزم و طالبان خویش را در همآهنگی بیشتر با نیرو های بین المللی مستقر در افغانستان به پیش ببرد. این روزها شاهد تلاقات غیر قابل قبول نیرو های امنیتی افغان در مقابل دشمنان این کشور می باشیم. ادامه این وضعیت نیرو های امنیتی کشور را ناتوانتر نموده و روحیه جنگ در این نیرو ها را کاهش میدهد. حکومت افغانستان نیاز به بازنگری نحوه عملیات های خود در مقابل دشمن را داشته و همچنان ضرورت به سنجش نیاز های نیرو های امنیتی افغانستان با در نظرداشت تغییر در شرایط جنگی کشور در مقابل داعش و طالبان محسوس می باشد. سنجش درست از نیاز های “امکاناتی- تدارکاتی” نیرو های امنیتی افغان، و تقاضای حمایت مطابق به این سنجش، می تواند تلفات نیرو های امنیتی افغان را کاهش داده و مؤثریت عملیات آنها در مقابل دشمن را افزایش دهد.  

استفاده از ابزار های اقتصادی و دیپلماتیک:

نکته قابل بحث دیگر در سخنان آقای ترامپ نسبت به استراتیژی جدید این کشور برای افغانستان، بسیج نمودن ابزار های اقتصادی و دیپلماتیک برای رسیدن به هدف صلح و ثبات در افغانستان می باشد. ابزار های اقتصادی و دیپلماتیک فرصت خوبی برای حکومت افغانستان در تعامل و مذاکرات با کشور های منطقه بوجود می آورد.   حکومت افغانستان می باید در همآهنگی با این موقف ایالات متحدۀ آمریکا، کشور های منطقه را با سیاست های داخلی و منطقه یی خویش در قبال طالبان و تروریزم تشویق نموده و اجماع منطقه یی در قبال مبارزه علیه ترویزم و طالبان را احیا نماید.  

در دو سال اخیر ما شاهد از بین رفتن اجماع منطقه یی در شیوه نگرش کشور های منطقه نسبت به طالبان می باشیم. ادامه این نگرش به سود افغانستان و آینده امنیت و ثبات منطقه نمی باشد. انتظار می رود تا حکومت افغانستان با استفاده از دیپلماسی فعال، و اتکا به حمایت بین المللی از این سیاست ها، کشور های منطقه را با سیاست های ملی خویش همآهنگ سازد.

فشار بر پاکستان:

حرف های آقای ترامپ در قبال پاکستان  و موضع گیری مشخص در قبال این کشور، خواست چندین ساله حکومت و مردم افغانستان می باشد. شواهد و دلایلی که نقش پاکستان در تمویل، پناه دادن و حمایت از تروریزم را آشکار می سازد به اندازه کافی وجود داشته و این امر از قبل ثابت شده و غیر قابل انکار است.  معلوم می گردد که ایالات متحدۀ آمریکا از تجارب گذشته خویش در تعامل با پاکستان آموخته و  در نظر دارد تا سیاست های مؤثرتری در قبال این کشور اتخاذ نماید. در یک و نیم دهه اخیر پاکستان از پول مالیات شهروندان آمریکایی به بهانه مبارزه علیه تروریزم استفاده نموده و در عمل به تمویل طالبان و تروریزم پرداخته است. 

حرف های آقای ترامپ در قبال پاکستان  و موضع گیری مشخص در قبال این کشور، خواست چندین ساله حکومت و مردم افغانستان می باشد.

این سیاست هرچند دیرهنگام اتخاذ شده اما ایالات متحدۀ آمریکا می باید به صورت جدی و عملی نقطۀ پایان به سیاست های دوگانه پاکستان در قبال افغانستان و آمریکا بگذارد. در این زمینه ابزار های مؤثر اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک در اختیار ایالات متحدۀ آمریکا قرار دارد. از جانب دیگر در حال حاضر وابستگی اکمالاتی نیروهای آمریکایی در افغانستان با کاهش این نیرو ها در افغانستان، کمتر گردیده و این نیرو ها می توانند  از مسیر های بدیل به اکمال ضروریات خویش بپردازند.

انتظار می رود که حکومت افغانستان در راستای تغییر سیاست های پاکستان در قبال مبارزه علیه تروریزم و طالبان با اتکا به سیاست های جدید آمریکا تلاش نموده و این کشور را ترغیب به همکاری نماید.  در این راستا ضرورت به یک معیاد زمانی برای تغییر در سیاست های پاکستان می باشد. این معیاد می باید مشروط و هوشیارانه بوده و در صورت عدم تغییر سیاست های موجود،  حکومت این کشور مجبور به پرداخت بهای ادامه این روند گردد.

تأکید بر نقش بارزتر هند:

آقای ترامپ به نقش بارزتر هند در افغانستان نیز تأکید نمود. این به نوبه خود یک هشدار دیگر به پاکستان می باشد که در صورت ادامه روند حاضر، آمریکا به صورت قاطعتر از نقش بازیگری هند در قضیه افغانستان حمایت می نماید.

آقای ترامپ به نقش بارزتر هند در افغانستان نیز تأکید نمود. این به نوبه خود یک هشدار دیگر به پاکستان می باشد که در صورت ادامه روند حاضر، آمریکا به صورت قاطعتر از نقش بازیگری هند در قضیه افغانستان حمایت می نماید. در حال حاظر هند یکی از دوستان استراتیژیک افغانستان به شمار می رود. دو کشور در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی همکاری می نمایند. هرچند چارچوب همکاری های دو کشور مبتنی بر موافقتنامه استراتیژیک امضاء شده میان شان بوده ودر حال حاضر از سطح همکاری های خویش خوشنود می باشند،  اما دو کشور نباید به سطح فعلی همکاری ها بسنده نموده و فرصت های بوجود آمده را هدر دهند. منافع مشترک دو کشور می طلبد تا سطح همکاری ها را به خصوص در عرصه های امنیتی و اقتصادی ارتقا داده و در مقابل چالش های امنیتی پاسخ های مشترک ارائه نمایند.  گسترش همکاری های افغانستان و هند با حمایت آمریکا، به ثبات و امنیت افغانستان و منطقه کمک نموده و در نتیجه به کاهش تهدیدات امنیت جهانی منجر می شود.

در این راستا حکومت افغانستان می باید به تشدید تکمیل برنامه های بزرگ اقتصادی میان افغانستان و هند پرداخته و مثمر شدن پروژه های چون چابهار و تاپی را محقق سازد.

هرچند استراتیژی جدید ایالات متحدۀ آمریکا در قبال افغانستان فرصت های جدیدی برای این کشور خلق می نماید، اما هنوز هم نگرانی از هدر رفتن این فرصت ها با موجودیت فساد گسترده، گسستگی در سیستم حکومتداری، اختلافات میان حاکمان حکومت وحدت ملی و چالش های متعدد موجود دیگر، متصور است. این یک امتحان بزرگ برای حکومت افغانستان است تا از فرصت بوجود آمده به نفع صلح، ثبات و انکشاف ملی کشور استفاده نماید.