
سندرومِ بدیلتراشی
با تبلیغ رسانهای و شانتاژ در شبکههای اجتماعی نمیتوان بدیل جعل کرد. روحیهٔ شخصیتپرستانه، ضددموکراتیک و ارتجاعیِ حامیان سلطنت، تهدیدی علیه شکلگیری دموکراسی واقعی در ایران است…

با تبلیغ رسانهای و شانتاژ در شبکههای اجتماعی نمیتوان بدیل جعل کرد. روحیهٔ شخصیتپرستانه، ضددموکراتیک و ارتجاعیِ حامیان سلطنت، تهدیدی علیه شکلگیری دموکراسی واقعی در ایران است…

آرمان اوکراینیها عبارتست از ملیّت مستقل با انتخابات آزاد و منصفانه؛ و حق تعیین سرنوشتشان به دست خودشان. ایرانیها هم آرمانی مشابه دارند که در همین چند هفته گذشته صدها جان و هزاران اسیر از آنها گرفته است…

دنیا از کشتارِ میدان تیانآنمن درس نگرفت. برعکس، وقتی همه در خواب غفلت فرو رفته بودند، استبدادِ دولت چین به جاهای دیگر هم سرایت کرد. دنیا باید بفهمد که بعد از ۳۳ سال، نمیتوان دولت چین را راضی کرد…

خیلیها از دموکراسی خوششان نمیآید، و وقتی نظامِ حاکمْ امکانِ گفتگوی آزاد و کشفِ خواستههای مردم را ندهد، تحققِ مکانیزمِ دموکراتیک ممکن نیست. ولی رهبران مستبد درهرحال مسئول اقدامات خود هستند و باید پاسخگو باشند…

فرهنگ حذف تهدیدی علیه جامعه است، چون در پیِ تشکیلِ جبههٔ عقیدتی است و نه دنبال حقیقت. باور به تکثر یعنی اینکه همزیستیِ عقاید مختلف در یک جامعه، نهفقط امکانپذیر که لازم هم هست، چون جامعه از آن سود میبرد.

در خارج از فرانسه، لائیسیته با نافهمی مواجه شده است که با توجه به روند جهانیسازیِ مالی جای تعجب ندارد. اما در فرانسه، جامعهٔ سیاسی بر جوامع خیالی ارجحیت دارد، چون تنها ساختاریست که میتواند هم آزادی و هم برابری را تضمین کند.

چرا دیکتاتورها و قدرتطلبان اینقدر طولانی در قدرت باقی میمانند؟ آنها چگونه مردم را کنترل و طغیانها را مهار میکنند؟ چگونه رقبای خود را از میدان به در میکنند؟ و چگونه فرایندهای ظاهرا دموکراتیک مثل انتخابات را دستکاری میکنند تا قدرتشان را تضمین کنند؟

از قدیم سیاستدانان پذیرفته بودند که موقعِ انتخابات، منافع فرد و منافع جامعه تضاد پیدا میکنند. در این عقلانیتِ انسانی، یک عملِ مستقل که هیچ ارزشِ ابزاری برای شخص ندارد، اساسا نابخردانه است، و تنها توجیهِ آن، ایجاد حسِ غرور یا مشارکت با دیگران است که از رایدادن بهدست میآید.

در فضای سیاسیِ امروز که آمیخته به عوامگرایی و بیگانههراسی است، هرکسی ممکن است وسوسه شود که در خانه بنشیند و از روابط اجتماعی و عمومی طفره رود. درواقع این ذهنیتِ غالب وجود دارد که سیاستِ افراطی و کاپیتالیسمِ نئولیبرال و فساد را نمیتوان جایگزین کرد. گویا احساس همبستگی بین دولتهای ملی، جای خود را به تنفر از خارجیان و نوستالژی برای شکوه ملی گذشته داده است.

هر دو انتخابات قبلی ریاست جمهوری در افغانستان با اتهام تقلب و فساد روبرو بوده، این بار اما، این احتمال به شدت وجود دارد که فیسبوک و تکنولوژی جدید نیز به کمک متقلبان بشتابد