ائتلاف ناتو امنیت و دفاع سیاست

فقط اقدامات نظامی نمی‌تواند کلید حل معضل افغانستان باشد

تیم امنیت ملی رئیس جمهوری ترامپ، در اولین اقدام بازنگری دقیق و ساختاری از پالیسی امنیتی توانستند تلاش های نظامی را بهبود بخشیده و استراتیژی افغانستان را در محدوده منطقه اصلاح نماید. در حالیکه در گذشته حتی نیروهای امنیتی ایالات متحده امریکا و قوای ائتلاف در اوج پیشروی شان در افغانستان، نتوانستند طالبان را شکست دهند. اما با فشار توانستند عملیات های مخالفین را تضعیف و از میدان های جنگ ایشان را به نقاط معینی به عقب رانند تا زمینه و وقت کافی برای انتقال مسوولیت های امنیتی از نیروهای خارجی برای نیرو های افغان بخاطر حمایت از مردم افغانستان فراهم شود. قابل ذکر است که ماموریت نظامی امریکا در سال 2014 در افغانستان به اتمام رسید.

رئیس جمهور ترامپ بتاریخ ۱۳ جون سال روان طی فیصله یی با مقامات نظامی ادارۀ خویش مشوره نموده و برای آقای جیمز ماتیس وزیر دفاع ایالات متحده امریکا وظیفه سپرد تا در رابطه به اعزام سربازان و گسترش ماموریت در افغانستان، وضعیت را بطور درست و لازمی آن برای آغاز روند تأمین امنیت و بهبود دورنمای موفقیت در افغانستان بررسی نمایند. این فیصله ناشی از نظریات برخی حلقات دور و پیش رئیس جمهور بوده و طی یکنظر سنجی گفته میشود: ” که ادامه تعهدات ایالات متحده امریکا در افغانستان ارزش این را دارد تا با افزایش تعداد محدود از سربازان امریکائی و قوای ائتلاف که ( تعداد آن تا به حال مورد بحث میباشد)، وضعیت را در این کشور عوض کرد. اما این در حالیست که ایالات متحده امریکا قبلاً نتوانست با بیش از صد هزار نیرو نظامی، جنگ را در افغانستان برنده شود. پس حالا چطور خواهد توانست با اعزام تعداد محدود از سربازان، کامیابی را از آن خود سازد؟   

پاسخ این سوال را میتوان با درک تجارب گذشته و ماموریت های نظامی فعلی با شناخت و درس عبرت از اشتباهات قبلی با آنکه دستآورد های قابل ملاحظه بدست آمده، با انکشاف یک استراتیژی در یافت. این استراتیژی باید یک استراتیژی جهان شمول باشد که برای برآورده شدن هدف آن از همه ابزار های قدرت و نفوذ ایالات متحده امریکا علیه تروریزم افراطی و طالبان استفاده کرد. اگر ادارۀ رئیس جمهور ترامپ به این موفقیت دست یابد، ایالات متحده امریکا و متحدان شان با درک فراگیر و واقعبینانه از نیازمندی های برنده شدن جنگ، بطور قوی و پایدار میتوانند در افغانستان و جهان در مقابل تروریزم بنیادگرا ایستادگی نمایند. در صورت عدم آن هیچ تضمین وجود ندارد که ایالات متحده امریکا در افغانستان برنده جنگ باشد، اما این روشن است که بازنده جنگ با پیامد های سنگین امنیتی خواهد بود.   

تیم امنیت ملی رئیس جمهوری ترامپ، در اولین اقدام بازنگری دقیق و ساختاری از پالیسی امنیتی توانستند تلاش های نظامی را بهبود بخشیده و استراتیژی افغانستان را در محدوده منطقه اصلاح نماید. در حالیکه در گذشته حتی نیروهای امنیتی ایالات متحده امریکا و قوای ائتلاف در اوج پیشروی شان در افغانستان، نتوانستند طالبان را شکست دهند. اما با فشار توانستند عملیات های مخالفین را تضعیف و از میدان های جنگ ایشان را به نقاط معینی به عقب رانند تا زمینه و وقت کافی برای انتقال مسوولیت های امنیتی از نیروهای خارجی برای نیرو های افغان بخاطر حمایت از مردم افغانستان فراهم شود. قابل ذکر است که ماموریت نظامی امریکا در سال ۲۰۱۴ در افغانستان به اتمام رسید.

باید تصریح داشت که بدبختانه نا معین بودن تعهدات، عدم داشتن صلاحیت های کافی قوماندانان نظامی امریکا غرض ارتقای قابلیت های استخباراتی و زمینه سازی بالقوه برای فایق آمدن افغانها در جنگ و علاوتاً عدم موثریت افغانها، خود موانع اصلی تلاش ها برای حمایت از نیرو های امنیتی افغان بوده است.  

تنها پیشنهاد افزایش نیروهای نظامی در افغانستان نمیتواند باعث شکست طالبان شود. اما میتواند در تأمین امنیت و موثریت روند آموزش، مشوره دهی و کمک به نیرو های امنیتی افغان تأثیر گذار باشد.

باید یاد آور شد که تنها پیشنهاد افزایش نیروهای نظامی در افغانستان نمیتواند باعث شکست طالبان شود. اما میتواند در تأمین امنیت و موثریت روند آموزش، مشوره دهی و کمک به نیرو های امنیتی افغان تأثیر گذار باشد. این روند از سال ۲۰۱۴ بدینسو جریان دارد و نیرو های امنیتی افغان عملاً علیه طالبان می جنگند و قوای نظامی امریکائی قویاً در کنار شان در برابر گروه القاعده، داعش و تهدیدات بین المللی دیگر ایستاده اند.

وزیر دفاع آقای جیمز ماتیس میتواند تعداد قوای که ضرورت دارد به افغانستان اعزام نماید و برای قوماندانان امریکائی در انجام عملیات های شان دست باز دهد. در حال حاضر افغانستان شدیداً به صلح و ثبات اساسی و گسترش آن در سراسر کشور ضرورت دارد و قوای نظامی به تنهایی نمیتوانند به این هدف نایل آیند. ایشان صرفاً یکی از ابزار های تطبیق کننده استراتیژی دوباره احیا شده در افغانستان خواهند بود و گسترش تلاش های نظامی آقای جیمز ماتیس نشان دهنده راه اندازی یک استراتیژی فراگیر و همه شمول است.

اعزام نیروهای نظامی باید متناسب به اهداف ماموریت و درک از وضعیت باشد نه به تعداد و جدول زمانی آنها، بدین اساس خروج دوباره نیرو های امریکائی به کشور، بستگی به موفقیت نیرو های امنیتی افغان در تأمین صلح و ثبات افغانستان دارد. مهمتر اینکه، استراتیژی نوپا در افغانستان باید اهداف مشخص را با استفاده از راه های حل سیاسی بخاطر ختم جنگ که قابل قبول برای همه افغانها و جواب گو نیازمندی های منافع امنیتی ایالات متحده امریکا و شرکای بین المللی شان که قربانی های مالی و جانی زیادی را در این راستا متقبل شده اند، دنبال نموده و زمینه موفقیت را فراهم نماید.

برای پیگیری چنین رویکرد موضوع روی دست گرفتن استرایژی خوب بعد از بد مطرح نیست، بلکه تلاشی میباشد تا سرمایه گذاری که روی منافع امنیتی امریکا صورت گرفته، حفظ و برگردانده شود. این تلاش ها برای خاتمه جنگ که ناشی از تعهدات پایدار امنیتی که در چارچوب تلاش های چند جانبه و یکپارچه چند بعدی بنا شده بود، صورت خواهد گرفت، که این خود اشاره به دوری از محدودیت های زمانی وقت رئیس جمهور اوباما است.

در ضمن، اکثراً در گذشته ها فکر میکردند که یگانه راه حل مشکلات افغانستان نظامی است. در حالیکه برنده شدن در جنگ نیازمند محاسبه دقیق از طرف های درگیر، مدیریت و رهنمایی درست برای استفاده از ابزار های قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی که در اختیار ایالات متحده امریکا و شرکای بین المللی آن میباشد.

باید اظهار داشت، که ادارۀ فعلی رئیس جمهور ترامپ متعهد به حمایت از طرفداران ایالات متحده امریکا بوده و میتوان بخاطر حفظ منافع اینکشور، نگرانی های امنیتی دیگران را نیز در منطقه پشتیبانی کرد. بطور مشخص واشنگتن باید راه حل های جدی را در قبال متقاعد ساختن پاکستان جستجو نماید و به این کشور تفهیم نماید که دیگر ادامه توانمند سازی طالبان و زمینه سازی برای فعالیت های شبکه حقانی در آن کشور دیگر به جامعه جهانی قابل قبول نمی باشد. هم چنان طالبان باید درک کنند که از طریق خشونت نمیتوانند برنده شوند و تا وقتیکه پاکستان برای آنها و شورشیان پناه گاهای امن مهیا میسازد، به هیچ وجه خاتمه جنگ امکان پذیر نیست.    

بطور مشخص واشنگتن باید به پاکستان تفهیم کند که ادامه توانمندسازی طالبان و زمینه سازی برای فعالیت های شبکه حقانی در آن کشور دیگر برای جامعه جهانی قابل قبول نیست.

خاتمه جنگ یک برنامه بلند مدت میباشد، ولی خوشبختانه در افغانستان فرصت برای مبارزه در یک فصل جدیدی برای این درگیری بین المللی که با افراط گرایی که با خشونت همراه است، بدست آمده. افغانستان یک شریک و دوست خوبی برای ایالات متحده امریکا علیه تروریزم میباشد و برای این اکثر کشور های دوست و حتی مخالفین منتظر تصمیم نهائی ایالات متحده امریکا در زمینه هستند. در اوضاع حساس فعلی واضح شدن تصمیم اینکشور از اهمیت خاص برخوردار میباشد، چون عدم وضاحت تصامیم ادارۀ وقت باراک اوباما باعث تشویش و سردرگمی کشور های شریک و برعکس باعث جسارت مخالفین شده بود.   

بدین اساس رئیس جمهور ترامپ اکیداً تعهد نمود که تروریزم افراطی را شکست خواهد داد. اما این شکست به مفهوم نظامی نباید باشد، لیکن شکست شان ضروریست اما از طریق نظامی غیر موثر و کوتاه مدت خواهد بود. ایالات متحده امریکا درک نموده که نابودی یک ایدیولوژی امکان پذیر نیست (به نقل قول از یک رهبر مشهور اسرائیلی). شکست تروریزم افراطی اساساً یک راه حل سیاسی و دیپلوماتیک دارد که نیازمند شکست ایدیولوژی پیچیده ی است که آنرا باید متحرک ساخت و این معضله زمان گیر و جنگ طولانی یک نسل است. این یک معضله واقعی میباشد، اما گزینه جنگ حتمی (قوه نظامی) میتواند بطور مهلکانه اگر افغانستان شکست بخورد زیان آور باشد، که در آنصورت زمینه تسخیر قلمرو برای تروریستان فراهم خواهد شد و به ناکامی همه گانی خواهد انجامید. در حین حال این جنگ بدون تلاش های بین المللی و استفاده از راه های حل دیپلوماتیک با پیگیری جدی و همکاری وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا امکان پذیر نیست.

آنهائیکه استدلال میکنند که باید افغانستان را به حال خود بگذاریم، بعداً مسوولیت هرگونه عواقب ناگوار ناشی از تروریزم را به دوش خواهند داشت.

جنگ با تروریزم زمان گیر و خاتمه جنگ در افغانستان آسان نیست. اما تلاش های زیاد باید توسط ایالات متحده امریکا و شرکای بین المللی شان صورت گیرد. آنهائیکه استدلال میکنند که باید افغانستان را به حال خود بگذاریم، بعداً مسوولیت هرگونه عواقب ناگوار ناشی از تروریزم را به دوش خواهند داشت. شکست افغانستان به شکل گسترده توسط دوست و دشمن بطور یکسان که امریکا مشاهده میکند، دیده خواهد شد. نادیده گرفتن مبارزه بین المللی علیه تروریزم و باز ماندن راه برای تروریستان به افغانستان به معنی آسیب زدن به منافع امریکائی ها است.

آقای جیمز متیس وزیر دفاع فعلی یکی از بهترین رهبرانی است که می شناسم، خوب سنجیده است: “ادارۀ فعلی نباید اشتباهات گذشته را تکرار کند. ما نمیتوانیم اجازه بدهیم که افغانستان دوباره به مرکز سازماندهی حملات علیه خاک و متحدین ما مبدل شود. معلوم میشود که رئیس جمهوری ترامپ با تیم امنیت ملی خود به مسیر خوب روان هستند و این مسیر عاری از خطر نبوده و بستگی به تصامیم خود افغانها دارد. اما بر مبنایی منافع ملی و نیازمندی های امنیتی ایالات متحده امریکا  تلاش های گسترده باید صورت گیرد.

نتیجه گیری و پیشنهادات:

این را باید پذیرفت که جنگ را نمیتوان توقع داشت که با افزایش چند هزار سرباز محدود برنده شد، بلکه برای خاتمه جنگ باید یک سلسله شرایط فراهم شود. باوجود آنکه موجودیت فساد، نبود ثبات سیاسی، سرحدات باز، کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر، موجودیت گروه های تروریستی به حیث چالش های عمده در سر مسیر افغان ها قرار دارد.

 اما در حال حاضر میتوان مدعی شد که توانایی های نیرو های امنیتی افغان نسبت به سابق افزایش یافته و توانسته اند در این دو سال اخیر بعد از پایان یافتن نقش جنگی نیروهای بین المللی، اهداف شوم مخالفین را ناکام سازند.

به همین منوال رهبری حکومت وحدت ملی اراده محکم در امر مبارزه به فساد و آوردن صلح و ثبات و اصلاحات در عرصه حکومتداری خوب را دارند و متحدین بین المللی در کنار افغانها، متعهد و مثل همکار خوب ایستاده اند. در همین راستا، ایالات متحده امریکا و بقیه کشور های عضو سازمان ناتو از پلان ۴ ساله امنیتی حکومت افغانستان حمایت مینمایند و تعهد سپرده اند که روی عوامل خارجی جنگ افغانستان فشار های جدی را وارد خواهند نمود و روی افزایش و تجهیز نیروهای خاص و قوای هوایی افغانستان سرمایه گذاری خواهند کرد. تغییرات مثبت در سطح رهبری نیرو های امنیتی و دفاعی در چند ماه گذشته خود یک اقدام مثبت بطرف پیشرفت در زمینه اصلاحات و مبارزه با فساد و تأمین امنیت میباشد. هم چنان نیرو های امنیت افغان با وجود محدودیت های لوژستیکی در عرصه منابع، اسلحه ثقیله و توانایی های هوایی، جواب دشمن را با قدرت داده اند.

اما از لحاظ سیاسی حمایت از پروسه کابل به رهبر افغانها و برگزاری انتخابات شفاف و سرتاسری به حمایت جامعه بین المللی و تلاش حکومت از طریق شورای امنیت ملل متحد بخاطر اتخاذ تدابیر خاص علیه کشور های که در مسئله تمویل منابع، تجهیز، ایجاد پناهگاه های امن برای تروریستان و طالبان دخیل هستند، نقش اساسی را در آوردن صلح و ثبات کشور دارد.

در نتیجه باید افزود، که در برخورد با وضعیت فعلی میتوان یک استراتیژی سه بعدی را پیشنهاد نمود، که شامل ۱) تقویت اجماع جهانی برای مبارزه با تروریزم با تمرکز بر دخیل ساختن پاکستان در همکاری واقعی و ختم تخطی ها بر قلمرو ما و فراهم آوری تسهیلات برای پروسه صلح توسط آن کشور، ۲) تقویت ظرفیت های امنیتی و دفاعی افغانها و ۳) تحکیم وحدت ملی، حکومتداری و عرضه خدمات خوب برای مردم افغانستان می باشد. با توجه به ماهیت منازعه، موفقیت این استراتیژی وابسته به کار مشترک و متداوم در سطح ملی، منطقه یی و جهانی میان افغانستان و جامعه بین المللی، می باشد.

 

 

:: این مقاله را نجیب‌الله صافی ترجمه کرده و و نتیجه‌گیری و پیشنهادات خود را به آن افزوده است. 

:: جیمز کنینگهم به عنوان سفیر امریکا در افغانستان، سازمان ملل متحد و اسرائیل ایفای وظیفه اجرا نموده و فعلاً به حیث مشاور و عضو ارشد غیر مقیم شورای اتلانتیک، مشغول کار است.