ائتلاف ناتو امنیت و دفاع

آیا افزایش نیرو به پیروزی در جنگ افغانستان کمک خواهد کرد؟

طرفداران افزایش مبارزه علیه تروریزم و شورشیان در سال 2007 در عراق (Iraq Surge)  که به شکست روبرو شد، خود یک مثال زنده بر چگونگی طرح ریزی یک عملیات بشکل درست و موفق آن میباشد. اما چنین ادعاها نمایانگر عدم آگاهی کامل از واقعیت ها و حوادث سال 2007 در عراق بوده و مهم تر از آن نشان دهنده عدم داشتن توانائی درک پیامد های ناگوار تکتیکی این استراتیژی پیشنهادی است. باید این نکته را در نظر داشت که افزایش نیروهای امریکایی 2007 در بغداد یک عامل تصادفی در کاهش خشونت نبوده،  بلکه یک عامل مساعد کننده بود که در ابتدا نقش موثر نسبی را ایفا کرد و بس.

در حال حاضر این موضوع رسماً فراتر از سوال مطرح است. اکثر از مقامات عالی رتبه نظامی ایالات متحده امریکا و سطح رهبر مجله (Foreign Policy) در مجموع به این عقیده باورمند شده اند که مشکلات کلی اساساً در آسیای میانه و آسیای جنوبی ناشی از کاربرد مهلک و مرگ بار قدرت نظامی میباشد. باو جود آنکه تا به حال در مورد کدام راه حل و بدیل دیگری درنظر گرفته نشده است. و بدتر از آن، برخی پالیسی سازانی که که طرفدار رسیدن به اهداف مطلوب ملی از طریق کاربرد قدرت نظامی میباشند، دیگر امکان پذیر نیست. اما با آن هم خواست قوماندان عمومی قوای ایالات متحده امریکا در افغانستان از سنای آنکشور تا هزار ها تن از نیرو های نظامی تازه نفس امریکایی دوباره به افغانستان فرستاده شوند، نگران کننده است. 

اگر مبالغه نشود، از سرگیری طرح و استراتیژی کاملاً شکست خورده ی که برای تأمین صلح در افغانستان از طریق نظامی استفاده شده بود، دوباره با استقرار مجدد نیروهای امنیتی ایالات متحده امریکا به اینکشور (Afghan Surge)، یک راه پر خطر و بی نتیجه است. به نقل قول از روزنامه واشنگتن پست جنرال جان نیکولسن در اوایل ماه فبروری ۲۰۱۷ تصریح نمود، «احتمالاً یکی از اهداف اساسی رئیس جمهوری جدید امریکا فراهم آوری زمینه برای تلاش های مقتدرانه نظامی در افغانستان باشد» که در آنصورت رئیس جمهور مطمناً میتواند این ماموریت را با کمتر از ۵۰۰۰۰ نیروی ائتلاف به پایان برساند. اما در مقابل سوال سناتور لیندسی گرهام، که آیا موفقیت این ماموریت با اعزام کمتر از ۳۰۰۰۰ نیرو امکان پذیر است؟ جنرال نیکولسن سکوت اختیار نمود.

از سرگیری طرح و استراتیژی کاملاً شکست خورده‌ای که برای تأمین صلح در افغانستان از طریق نظامی استفاده شده بود، یعنی استقرار مجدد نیروهای امنیتی ایالات متحده امریکا به اینکشور (Afghan Surge)، یک راه پر خطر و بی نتیجه است.

دستآورد ها در شانزده سال گذشته در عرصه مبارزه با شورشیان، برنامه های آموزشی و انجام عملیات های متعدد علیه تروریزم در افغانستان و عراق باید استدلال قوی و متقاعد کننده جهت عدم تکرار چنین استراتیژی باشد ( اعزام دوباره نیروهای امنیتی به افغانستان) و اعزام نیرو بیشتر در مقطع زمانی از دید استراتیژیک کاملاً بی نتیجه است.

طرفداران افزایش مبارزه علیه تروریزم و شورشیان در سال ۲۰۰۷ در عراق (Iraq Surge)  که به شکست روبرو شد، خود یک مثال زنده بر چگونگی طرح ریزی یک عملیات بشکل درست و موفق آن میباشد. اما چنین ادعاها نمایانگر عدم آگاهی کامل از واقعیت ها و حوادث سال ۲۰۰۷ در عراق بوده و مهم تر از آن نشان دهنده عدم داشتن توانائی درک پیامد های ناگوار تکتیکی این استراتیژی پیشنهادی است. باید این نکته را در نظر داشت که افزایش نیروهای امریکایی ۲۰۰۷ در بغداد یک عامل تصادفی در کاهش خشونت نبوده،  بلکه یک عامل مساعد کننده بود که در ابتدا نقش موثر نسبی را ایفا کرد و بس.

برای اولین بار در اواخر سال ۲۰۰۶ شورشیان سنی تحت بار سنگینی حملات جمعی ایالات متحده امریکا، قوای ائتلاف، ملیشه های شیعه و نیرو های امنیتی عراق، قرار گرفتند.که متعاقباً این فشار ها برای شورشیان تبدیل به یک تهدید قوی و بالفعل شد. اگر چه القاعده در عراق میتوانست بطور طبیعی به عنوان یک سازمان، با شورشیان متحد شود اما برعکس با افزایش حملات آن گروه مهم نیز در مقابل آنها قرار گرفت.

در این مورد جزئیات بیشتر در دومین کتاب آقای گیان گینتیل (دگروال متقاعد اردو امریکا) با عنوان  «بازگشت اشتباه» یا Wrong Turn، چنین تذکر داده شده است: شیخ های سنی درک نموده بودند که تنها فرصت برای بقای شان اتحاد با قوای امریکائی علیه دشمن مشترک شان در عراق میباشد. قابل ذکر است که قبل از افزایش تعداد نیروی های امنیتی امریکا توسط رئیس جمهوری بوش، شیخ سنی عبدالستار ابو ریشا از ولایت انبار عراق به نظامیان امریکائی پیشنهاد نموده بود تا مشترکاً شهر رمادی را از وجود القاعده تصفیه نمایند. یکسال بعد در ۲۰۰۷ با آمدن جنرال دیوید پتریـــــوس این پیشنهاد مبانی پروسه شد، که تقریباً از قبل در حال اجرأ بود. بعداً جنرال پتریوس در مورد چگونگی موثریت توافق با شیوخ سنی فوق الذکر، موفقانه توانست این روند را به مناطق دیگر عراق نیز توسعه دهد.

اما نمیتوان امتیاز این موفقیت ضمنی را مطلق برای جنرال پترویس داد، چون اکثر رهبران سنی بعد از تلاشهای مثمر و مداوم شیخ عبدالستار نیز خواستند تا به این روند بپیوندند. اما به این نکته باید توجه کرد: به گفته یکی از نظامیان امریکائی، سنی ها در اصل بخاطری با نیروهای امنیتی امریکا همکاری همه جانبه ننمودند، که ائتلاف با امریکائی ها را در دراز مدت به نفع خود نمیدانستند. ولی در آغاز منطقاً هم ایجاب مینمود تا از دید آنها به طور مؤقت با امریکایی ها بمنظور بقا و حفاظت مال و مقام شان، متحد تاکتیکی باشند.

در حقیقت بنابر نوشته داکتر ستیرلنگ جینسین، یکی از مجربترین استراتیژیست «افزایش نیروهای امنیتی امریکا در عراق» و جنرال نجیم الجباری قوماندان قوای نظامی عراق، در کل اعزام نیروهای امنیتی امریکا حتی قبل از اتحاد با شیوخ سنی چندان موثریتی را در قبال نداشته است. بعد از اعلام خیزش و بسیج نیرو ها در ولایت انبار علیه شورشیان، شیخ عبدالستار به امریکائی های گفت بود تا وقتیکه برای مردم محلی (انباریها) مساعدت و کمک غرض ادامه مبارزه به عنوان نظامیان رسمی و اجازه کار در مناطق مربوطه شان داده شود، نیروهائی امریکائی میتوانند در پایگاهایشان باقی بمانند و جنگ را به نیروهای محلی بسپارند.

این در حالیست که تا به اکنون چنین یک وضعیت در افغانستان بوجود نیامده و امریکائی ها در سال ۲۰۱۰ نیز نتوانتسند با افزایش سی هزار سرباز امریکائی در برابر شورشیان، ایستادگی نمایند. در عین زمان تا به حال اکثریت مقامات بلند پایه حکومت امریکا قادر به درک اهمیت تعامل میان عملیات های تکتیکی و اهداف استراتیژیک بطور دقیق، نشده اند.

در زمان افزایش نیروهای امنیتی امریکائی در عراق، توجیه بیشتر عملیاتهای نظامی بخاطر کاهش سطح خشونت بمنظور فراهم نمودن زمینه مساعد برای سیاسیون عراقی بوده تا از لحاظ سیاسی به روند مصالحه جهت رسیدن به ثبات، اثر گذار باشند. اما واضحاً باید گفت، با موجودیت تهدید شورشیان علیه حکومت شیعه وقت، آقای نور المالکی صدراعظم وقت عراق با استفاده از فرصت بدست آمده توانست اکثریت مخالفین سنی خود را از بین ببرد. که در حقیقت این تکتیک های متجاوزانه نظامی باعث شد تا زمینه برای ظهور «دولت اسلامی عراق و سوریه» یا    ( داعش ISIS) سه سال بعد از خروج نیرو های امریکائی در عراق فراهم گردد. از جانب دیگر یک سناریو تقریباً مشابه با موضوع متذکره در سال ۲۰۱۰ در افغانستان نیز اتفاق افتاده است.

متعاقباً در اواسط سال ۲۰۰۹، جنرال ستنلی مک کریستال، با ارسال یک نامه سری به رئیس جمهور امریکا اظهار داشت که اگر نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام نشوند، ممکن ایالات متحده امریکا جنگ را ببازد. در ماه دسمبر همان سال، رئیس جمهور اوباما به افغانستان ۳۰۰۰۰ سی هزار نیروهای امریکائی را برعلاوه بر ۱۷۰۰۰ هفده هزار قوا که در اوایل آن سال ارسال نموده بود مستقر ساخت که در ۲۰۱۰ مجموع نیروهای امریکائی در افغانستان نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ صد هزار تن رسید. نویسنده می افزاید، من در جریان افزایش نیروهای امریکائی ۲۰۱۰ در افغانستان بودم و به صراحت میتوانم بگویم که روند افزایش نیرو ها بطور تکتیکی، صرفاً بخاطر حمایت از حکومت افغانستان در کابل و تأمین امنیت راه های مواصلاتی در بعضی نکات کشور صورت گرفت. اما این روند نتوانست باعث از بین بردن شورشیان و تأمین امنیت در کشور شود. 

من در جریان افزایش نیروهای امریکائی ۲۰۱۰ در افغانستان بودم و به صراحت میتوانم بگویم که روند افزایش نیرو ها بطور تکتیکی، صرفاً بخاطر حمایت از حکومت افغانستان در کابل و تأمین امنیت راه های مواصلاتی در بعضی نکات کشور صورت گرفت. اما این روند نتوانست باعث از بین بردن شورشیان و تأمین امنیت در کشور شود. 

پس میتوان گفت، که این روند در واقع کمک به شورشیان بود. همانطوریکه جنرال مک کریستال هشدار داده بود که جنگ در سال ۲۰۰۹ از دست خواهد رفت، که در نتیجه سطح خشونت در سال ۲۰۱۰ بیشتر افزایش یافت. و وقتیکه قوای ایالات متحده امریکا ماموریت نظامی خویشرا در سال ۲۰۱۴ به پایان رساند، سطح خشونت دوباره بیشتر از گذشته افزایش یافت.

طبق آمار ارائه شده سازمان ملل متحد، میزان تلفات نیروهای امنیتی ملی افغان و مردم ملکی در بلند ترین سطح در سال ۲۰۱۶ قرار گرفت. اعزام ۳۰۰۰۰ سی هزار تن از نیروهای امنیتی امریکائی تازه نفس بخاطر مشورت دهی و آموزش سربازان افغان، ممکن است در تأمین امنیت شهر کابل و بعضی راه های مواصلاتی دیگر کمک نماید. اما این افزایش نه تنها باعث افزایش تلفات نیروهای امنیتی ایالات متحده امریکا، بلکه باعث افزایش تعداد شورشیان در سراسر کشور نیز خواهد شد. و در اخیر کاریکه صورت نخواهد گرفت، شکست شورشیان و ختم جنگ در افغانستان است. اگر در شرایط فعلی امریکا ماموریت خود را در افغانستان گسترش دهد، بدین معنی است که ما عمداً نیرو های مسلح خود را در یک جنگ مداوم درگیر میسازیم.  

در اخیر با در نظرداشت اهمیت نکات یاد شده میتوان افزود، که استراتیژی نظامی ایالات متحده امریکا در افغانستان عمیقاً بر مبنای فرضیه های ناقص استوار میباشد. طوریکه جنرال نیکلس در اظهارات خود در سنای ایالات متحده امریکا تصریح داشت، که اساساً تداوم ماموریت ما در افغانستان بخاطر حراست از میهن ما (ایالات متحده امریکا) و جلوگیری از مبدل شدن دوباره افغانستان به پناه گاه امن برای تروریستان و انجام حملات به ایالات متحده امریکا و متحدان ما میباشد. باید گفت که تا به حال از قلمرو افغانستان کدام تهدیدی خاصی متوجه ایالات متحده امریکا نبوده و نخواهد بود. اکثریت تروریست های حمله ۱۱ سپتمبر در آلمان، فلوریدا و سواحل شرقی اقیانوس اتلانتیک شمالی، آموزش دیده بودند نه در مغاره های توره بوره افغانستان. تروریزم مانند شعله آتش در سراسر دنیا، تا جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی، بخش های از خاور میانه و بیش از میلیون ها مایل در افریقا، در حال توسعه و گسترش است.

هم چنان باید تأکید نمود که برای امریکا خطر بیشتری از جانب تروریست های ولایت کنر افغانستان نسبت به تروریست هایکه در مناطق خارج از کنترول حاکمیت دولت در سوریه، سومالیا، تاجکستان، لیبیا ویمن متوجه نمی باشد. یقیناً، این برخلاف منطق است که پیشنهاد گردد که ایالات متحده امریکا باید در یک نکته ی افغانستان به لحاظ نظامی حضور فعال داشته باشد، در حالیکه اکثر کشور های دیگر در آتش تروریزم میسوزند و ما علیه شان تا به حال هیچ گونه اقداماتی انجام نداده ایم.

برای حل این معضله استراتیژی های بیشتری وجود دارد که ممکن موثرتر واقع شود و به کارگیری آنها  آسان نبوده و هیج یکی از آنها تضمین کننده تحقق اهداف پیش بینی شده نمی باشند. اما تنها استراتیژی که میتوان واقعاً تضمین کننده ناکامی تلاش های ما باشد همانا تکرار استراتیژی نظامی ایالات متحده امریکا که از حمله ۱۱ سپتمبر تا به حال بکار گرفته شده است، میباشد. مهم نیست که به چه تعداد سرباز از جانب رئیس جمهوری امریکا مجدداً به افغانستان اعزام میگردند، تا وقتی که پالیسی سازان بلند پایه، چنین استراتیژی ها ورشکست شده را منحیث ضرورت و راه حل پیش بینی مینمایند. توقع میرود که نیروهای امریکائی دوباره متحمل مرگ و میر و از دست دادن اعضای بدنشان در آتش تروریزم برعلاوه به مخاطره قرار دادن منافع امریکا در افغانستان خواهند شد.

دگروال متقاعد دانیال دیویس متقاعد (نویسنده) در دوره های مختلف در افغانستان ماموریت نموده. وی یک شخص مجرب و بلند رتبه وزارت دفاع امریکا میباشد. ۱    

نیاز به حمایت از نیرو های امنیتی افغانستان

برای جامعه جهانی این به اثبات رسیده است که طالبان و داعشیان نمیتوانند اهداف خود را در افغانستان کاملاً بدست آورند اما موفقیت و ریشه کن کردن پناه گاه های امن تروریزم و طالبان در آنطرف خط دیورند به کمک و معاونیت جامعه بین المللی نیاز دارد.۲

در امر مبارزه با تروریزم عملکرد دو گانه پاکستان و روابط اینکشور با طالبان نگران کننده بوده و حکومت افغانستان کارکرد های آنکشور را مورد توجه و بررسی جدی قرار داده تا روی آن در برابر پاکستان با مدارک وشواهد عینی در همکاری با متحدین و سازمان ملل متحد، اقدامات عملی اتخاذ نماید. این در حالیست که افغانستان در قدم نخست قربانی تروریزم بوده و پاکستان تلاش دارد تا این واقعیت را نزد جامعه جهانی تغییر داده و خود را نیز قربانی این پدیده وانمود نماید. با فهم همین مورد، بیانات اخیر مقامات نظامی و  کانگرس ایالات متحده امریکا که باید پاکستان به لست شش کشور حامی تروریزم اضافه شود خود بیانگر تشدید و تجدید تعهد در امر مبارزه با تروریزم و درک ضرورت اعزام سربازان امریکائی میباشد.۳

برای جامعه جهانی این به اثبات رسیده است که طالبان و داعشیان نمیتوانند اهداف خود را در افغانستان کاملاً بدست آورند اما موفقیت و ریشه کن کردن پناه گاه های امن تروریزم و طالبان در آنطرف خط دیورند به کمک و معاونیت جامعه بین المللی نیاز دارد.

نگرانی ها و چالش های ناشی از برقراری روابط کشورها با طالبان:

 در سطح منطقه حمایت و برقراری روابط با طالبان توسط کشور ها ظاهراً بخاطر مبارزه با داعش از دید افغانستان یک عمل نادرست و خلاف موازین حقوق بین المللی بوده و حمایت از یک گروه تروریستی بمنظور  نابودی یک گروه تروریستی دیگر نتیجه مطلوب را در قبال نخواهد داشت و انجام چنین عمل بمنظور مبارزه با رقبای بین المللی مداخله در امور داخلی افغانستان شمرده میشود. اما اگر برقراری روابطه بخاطر تحکیم صلح و ثبات صورت میگیرد، حکومت افغانستان از تلاش های صادقانه کشور های منطقه در اقناع طالبان افغانی غرض تحکیم صلح و ثبات استقبال نموده و با گفتگو های صلح با آن دسته از گروهای مسلح افغان که به استقرار امنیت و ثبات افغانستان تعهد و به روند گفتگو های بین الافغانی باور داشته و دیگر نمیخواهند که فرزندان این کشور قربانی جنگ و توطیۀ های کشور های دیگر گردند، آماده مذاکره و مصالحه است.۴   

«دولت افغانستان تأکید میروزد که برای تحکیم امنیت و ثبات در منطقه، سرکوب دهشت افگنی و جلوگیری از کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر، همکاری و روابط در سطح دولت ها، نیاز و اصل بنیادی پنداشته میشود».۵

قابل ذکر است، در افغانستان بیشتر از ۲۰ گروه تروریستی پاکستانی، منطقه یی و بین المللی فعالیت دارند و این گروه ها مستقیماً با طالبان در تماس و همکار میباشند. حملات اخیر بر تظاهرات دی مزنگ و شفاخانه چهار صد بستر شهر کابل…. که جان صد ها تن بیگناه را گرفت و صد ها تن دیگر را معلول و مجروح ساخت، نشانه وحشت و دهشت داعشیان و تروریستان در افغانستان میباشد. فعالیت های اخیر سازمان استخباراتی پاکستان از طریق قویترین بازو نظامی آنکشور (لشکر طیبه) در ولایات هلمند و قندهار و تلاش های شان بخاطر اتحاد و اتفاق گروه های تروریستی بخاطر هماهنگی و گسترش ساحه جنگ در افغانستان، نگران کننده است.۵

نتیجه گیری:

با در نظر داشت دلایل فوق الذکر مبنی بر درک نیازمندی حمایت و پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغانستان در مقطع زمانی باید تصریح داشت: بر اساس مسؤولیت ناشی از منشور سازمان ملل متحد در عرصه تأمین امنیت بین المللی، اینرا وظیفه همه کشور های و به ویژه مسؤولیت ایالات متحده امریکا منحیث یک کشور بزرگ و متضرر میدانم تا در امر مبارزه علیه تروریزم بین المللی بخاطر تأمین امینت بین المللی بیشتر از پیش توجه نموده و این مسؤولیت همگانی را مشترکاً با کشور های متحد و دوست، بطور خوبتر و موثرتر آن بخاطر جلوگیری از حملات دوباره مثل ۱۱ سپتمبر، به پیش ببرند.۶ در دنیای امروزی در حدود نودو هشت گروه تروریستی فعالیت دارند که بیشتر از ۲۰ بیست گروه خطرناک آن به شمول داعش در افغانستان حملات مرگبار را علیه نیروهای ملی و بین المللی و مردم بیگناه افغانستان انجام میدهند. ۷

این گروه ها بیشتر از طریق کشور های منطقه، قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و منابع غیر قانونی دیگر، تمویل میشوند. پس اگر در حال حاضر جلو این گروه ها تندرو و افراطی که به شدت در حال توسعه هستند گرفته نشود در زمان کوتاه و آینده نه چندان دور با اهداف شوم شان به قلمرو همه کشورهای دیگر ولو در هر جای که قرار دارند، خواهند رسید.

ـــــــــــــــــــــــــ

منابع :

– نشنل انترست – چگونه در جنگ افغانستان بازنده شویم

– بیانیه خبری شورای امنیت سازمان ملل

– وبسایت ریاست جمهوری افغانستان

– گزارش سازمان ملل از جنگجویان خارجی در افغانستان

– بیانیه وزارت خارجه افغانستان

– منشور سازمان ملل متحد

– AOP نیوز