
رویارویی آذربایجان و ارمنستان؛ ایران و ترکیه درگیر خواهند شد؟
آذربایجان بعد از تصاحبِ ناگورنو-قرهباغ حالا دنبالِ کریدوری است که با گذر از ارمنستان به نخجوان میرسد. اما این میتواند ترکیه و ایران را با هم درگیر کند و ثبات کل منطقه را تهدید کند…

آذربایجان بعد از تصاحبِ ناگورنو-قرهباغ حالا دنبالِ کریدوری است که با گذر از ارمنستان به نخجوان میرسد. اما این میتواند ترکیه و ایران را با هم درگیر کند و ثبات کل منطقه را تهدید کند…

سون تزو و کتابِ «هنر جنگ»، در غربْ مرادف با استراتژی است. اما این کتاب در واقع یک مولف مشخص نداشت، و تفاسیری که در غرب به او منسوب است عمدتا بر اساس یک تفسیر انگلیسی-آمریکایی مدرن است…

دنیا از کشتارِ میدان تیانآنمن درس نگرفت. برعکس، وقتی همه در خواب غفلت فرو رفته بودند، استبدادِ دولت چین به جاهای دیگر هم سرایت کرد. دنیا باید بفهمد که بعد از ۳۳ سال، نمیتوان دولت چین را راضی کرد…

سندی گال گزارشگر کهنهکار اسکاتلندی سالها با احمدشاه مسعود دوست بود و اخیرا زندگینامهای دربارهٔ مسعود با عنوان «ناپلئون افغانستان» منتشر کرده است که تحلیل آن به درک ما از تاریخ افغانستان میافزاید…

خروج آشفته و عجولانهٔ غرب از افغانستان عبرتانگیز است. اگر آمریکا و اروپا از این تجربه درس نگیرند، آرمانِ دموکراسی آزاد در قرن بیستویکم ممکن است به سرنوشتِ همان کشوری دچار شود که حالا در دست طالبان است…

ارسطو مدعی بود آدمها مخلوقاتی منطقی هستند و درونِ یک مدینهٔ سیاسی میتوانند شکوفا شوند. اما طبیعت انسان اینگونه نیست و رویای سیاستگذاریِ منطقیْ دور از واقعیت است.

در خارج از فرانسه، لائیسیته با نافهمی مواجه شده است که با توجه به روند جهانیسازیِ مالی جای تعجب ندارد. اما در فرانسه، جامعهٔ سیاسی بر جوامع خیالی ارجحیت دارد، چون تنها ساختاریست که میتواند هم آزادی و هم برابری را تضمین کند.

تمدن غرب، دارالسلام، عالم مسیحیت، سرزمین مادری، جهان آزاد، ارض موعود، جهان سوم، پادشاهی چین، و امثال اینها، عمدتا واژگانی هستند که مردم برای تعریف مرزهای جغرافی استعمال میکنند؛ مرزبندیهایی که ممکن است فرهنگ یا ایدئولوژی خاصی را بر جغرافیای بخصوصی تحمیل کند.

چرا دیکتاتورها و قدرتطلبان اینقدر طولانی در قدرت باقی میمانند؟ آنها چگونه مردم را کنترل و طغیانها را مهار میکنند؟ چگونه رقبای خود را از میدان به در میکنند؟ و چگونه فرایندهای ظاهرا دموکراتیک مثل انتخابات را دستکاری میکنند تا قدرتشان را تضمین کنند؟

چطور دنیای مدرن و شکوفایی بیسابقهی آن آغاز شد؟ و چرا؟ در رابطه با این که چرا و چگونه فرآیند رشد اقتصادی در قرن ۱۸ در اروپای غربی رخ داد، پژوهشگران، دانشمندان سیاسی، اقتصاددانان، و تاریخدانان کتابهای قطوری نوشته اند که قفسهها و طاقچه های زیادی را پر میکنند.

در روسیۀ امروز، کرملین سعی میکند نفوذِ ژئوپولیتیکِ خود را در سرزمینهای خارجی افزایش دهد و قانونگذاران دارند کمپینهایی راهاندازی میکنند تا جنگ افغانستان را بازتعریف کنند و آن را نه بهعنوانِ یک تراژدیِ انسانی و سیاسی، که بخشی از گذشتۀ باشکوه و دلاورانۀ خود جا بزنند.

در طول تاریخ، از عصر حجر تا دوران معاصر، اساسیترین قاعدهٔ سیاست یکی بوده است؛ افراد همهٔ جوامع اندک اندک آموختند که در ساختارهای غیرخانوادگی به کمک همدیگر مسلح شوند تا بتوانند هم برای کسب منفعت خود به تاراج دارایی دیگران روی بیاورند و هم از خود دفاع کنند. بههمین دلیل، هر جامعه سلسلهمراتب، تاسیسات اداری و بنگاههای قضایی تشکیل دادند که بهمرور زمان تکامل یافته و تا امروز باقی ماندهاند. علاوه بر این، پسایند جنگ برای ملتهای نوظهور تجربهٔ مهمِ همگانی [برای ملتسازی] بهبار میآورد و شکست در جنگ بیشتر از پیروزی در میان آنها اتحاد به ارمغان میآورد.