سیاست

عطا نور، امید تازه تاجیک‌تباران افغانستان؟

عطامحمد نور، رييس اجرايي حزب جمعيت اسلامي و والي كنوني استان بلخ در شمال افغانستان، در دو هفته گذشته، بارها اشاره به نامزدي در انتخابات رياست‌جمهوري سال ٢٠١٩ ميلادي كرده است؛ هرچند او اين برنامه را رد مي‌كند؛ ولي ديد و بازديدهاي او با رهبران و اعضاي ارشد حزب جمعيت اسلامي و ديگر رهبران غيرپشتون، اين را مي‌رساند كه او بر آن شده تا هم افكار عمومي و هم اعضاي حزب جمعيت اسلامي را محكي بزند و خود را براي به گفته خودش- هدفي بزرگ‌تر، آماده كند.

آقای نور در سال جاری، بارها اعلام کرده که اگر قرار باشد پستی را احراز کند، ترجیح می‌دهد خود را نامزد ریاست‌جمهوری کند. از قرار معلوم، شرایط برای او تا اندازه‌ای مهیا است و آن گونه که نزدیکان آقای نور می‌گویند، او با همسو کردن رهبران غیرپشتون، چنین قصدی هم دارد. ولی از سه نظر می‌شود آمادگی این سیاستمدار ۵٣ ساله تاجیک‌تبار را بررسی کرد:

نخست: تاجیک‌ها و به ویژه مجاهدین سابق قدرت‌شان را در این سال‌ها در خطر می‌بینند. در بیشتر نقاط زیر کنترل مجاهدین سابق (شمال افغانستان)، جنگ دامن زده شده و کوشش‌های این فرماندهان برای مهار جنگ به جایی نرسیده است. آنان اکنون بیشتر از هر زمان دیگری، خطر را احساس می‌کنند. از سوی دیگر، عبدالله عبدالله که در دو دوره گذشته انتخابات ریاست‌جمهوری که از پشتیبانی مجاهدین سابق و تاجیک‌ها برخوردار بود، نتوانست حریف حامد کرزی و اشرف غنی شود و قافیه را به آنان باخت. آنان به نظر می‌رسد امیدی به آقای عبدالله ندارند و می‌خواهند فردی قدرتمند و کاریزماتیک را وارد عرصه مبارزه انتخابات کنند. با قدرت و اقتداری که در یک دهه گذشته آقای نور از خود نشان داده، تاجیک‌ها احتمالا بر این نظرند که کسی را بهتر از او برای صف‌آرایی در برابر پشتون‌ها پیدا نمی‌کنند.

دوم: عطا محمد نور سال‌هاست که خود را برای چنین روزی آماده می‌کند.  او پیش از این بیشتر فرمانده نظامی برای حزب جمعیت اسلامی بود تا شخصی سیاستمدار. همچنین با وجود برهان‌الدین ربانی، عبدالله عبدالله و یونس قانونی، آقای نور چندان عرصه‌ را برای ابراز وجود در سیاست باز نمی‌دید، برای همین او جای پای خود را در استان بلخ که نقطه اساسی شمال کشور است، محکم کرد و در یک ‌دهه گذشته بیشتر با سیاست آشنا شده و خود را با قرار دادن در برابر دولت‌های کرزی و غنی، سر زبان‌ها انداخته است. این دو دولت نتوانستند از قدرت او در شمال افغانستان بکاهند یا او را از قدرت به زیر بکشند. با تحولات سیاسی‌ای که در این کشور رخ داده و پس از کشته شدن برهان‌الدین ربانی، رهبر حزب جمعیت اسلامی، بسیاری او را بهترین فرد برای رهبری این حزب می‌دانستند؛ هرچند اکنون صلاح‌الدین ربانی پسر رهبر پیشین این حزب رییس جمعیت اسلامی شده؛ ولی آشکارا این عطا محمد نور، رییس اجرایی حزب است که قدرت  بیشتری دارد.

همچنین فرد شماره دومی که تاجیک‌ها رویش حساب می‌کردند، آقای عبدالله بود که حالا محبوبیت خود را در میان هواداران غیرپشتون از دست داده است تا جایی‌که آقای نور کارکرد او در حکومت وحدت ملی را ضعیف خواند و گفت که به تصمیم‌گیری‌های او باور ندارد.

دیگر فرد مهم در جمعیت اسلامی، یونس قانونی است. او هم سر و صدای زیادی ندارد و به گونه‌ای خود را به کناری کشیده و در سال‌هایی هم که در قدرت بود، نتوانست خودی نشان دهد و رقیبی جدی برای پشتون‌ها باشد. رهبر کنونی حزب جمعیت اسلامی هم که کاریزمای لازم را در این زمینه ندارد.

سوم: پس از اینکه عبدالرشید دوستم (ازبک تبار)، معاون نخست رییس‌جمهوری افغانستان، به تبعید ناخواسته‌ای به ترکیه تن داد، جبهه شمال یک‌بار دیگر زنده شد. از یک‌سو عطا محمد نور که همواره مخالف حکومت بوده و آن را ناکارا خوانده، از سوی دیگر آقای دوستم که اکنون از حکومت به گونه‌ای رانده شده و ناراضی است و در کنار این، محمد محقق (هزاره تبار) معاون دوم رییس اجرایی حکومت وحدت ملی که او هم از درون حکومت، آن را نقد می‌کند، مثلثی را تشکیل دادند و با گردهم آوردن نهادهای سیاسی منتقد دولت، اپوزیسیون قدرت‌مندی را پدید آوردند. این تشکل‌ها را هم به شکلی آقای نور پشتیبانی و اداره می‌کند. اکنون به نظر می‌رسد او می‌تواند با حمایت ازبک‌ها، هزاره‌ها و اقوام دیگری مانند ترکمن‌ها وارد بازی بزرگ‌تری شود.

ولی در این راه، آقای نور کار ساده‌ای در پیش ندارد. او باید نخست، اعضای حزب جمعیت اسلامی را با خود همراه کند. در میان اعضای این حزب، همسو کردن کسانی مانند محمداسماعیل خان، فرد بانفوذ تاجیک‌ها در غرب افغانستان کار آسانی نیست. او هرچند خود را جدا از جمعیت اسلامی نمی‌داند؛ ولی همواره با تصمیم‌های حزب همپا نبوده و گاهی هم مخالفت کرده است؛ هرچند اسماعیل‌ خان اکنون دیگر آن قدرت یک‌دهه گذشته را در غرب افغانستان ندارد؛ اما نمی‌توان از نفوذ او بر فرماندهان محلی چشم‌پوشی کرد.

راضی کردن طیف روشنفکر که چندان خاطرات خوبی از حکومت مجاهدین در افغانستان ندارند و آنان را مسبب جنگ‌های داخلی می‌دانند، کاری دشوارتر است؛ همچنین نگه داشتن مثلث؛ تاجیک، هزاره و ازبک تا دو سال آینده کار مشکلی است و تجربه دو دهه‌ و اندی گذشته، نشان می‌دهد که در مقاطعی ضلع‌های این مثلث در کنار هم قرار گرفتند و سپس در برابر هم صف‌آرایی کردند.

از سوی دیگر، افغانستان خلاصه به این اقوام نمی‌شود و نمی‌توان برای رسیدن به ارگ ریاست‌جمهوری و اداره کشور، بخش بزرگ‌تری که پشتون‌ها هستند را نادیده گرفت. جهت‌گیری‌هایی که گاهی آقای نور از خود در برابر این قوم نشان می‌دهد، در میان غیرپشتون‌ها او را به شهرت رسانده و در برابر این، برای پشتون‌ها، زنگ خطری بوده است. در کنار اینها، اینکه خارجی‌ها که پدیدآورنده نظام جدید افغانستان‌اند تا چه اندازه با نامزدی او همسو خواهند بود، چالشی دیگر است؛ هرچند عطامحمد نور، در این سال‌ها، با احتیاط درباره خارجی‌ها سخن گفته است.

دیدگاه‌ها

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید